فصل چهلم‌


حقوق و جامعه‌شناسي‌
(نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌)

الف‌. ايتاليايي‌

رشد قوانين كليسايي‌

اين گزارش مختصر از كوشش‌هاي حقوقي و جامعه‌شناسي را به راستي مي‌توان با چند كلمه‌اي‌ درباره‌ٴ رشد حقوق شرع‌، يعني حقوق بين‌المللي قلمرو مسيحيت آغاز كرد. ايجاد آن را مي‌توان به‌ گراتيان ايتاليايي (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌)، نسبت داد، كه در 1139 فتاوي‌، يعني نخستين قسمت‌ مجموعه‌ٴ حقوق شرع1 را تأليف كرد. فتاوي ابتدا، از حقوق رومي سرچشمه گرفته بود، ولي رشد حقوق شرع اساساً رهايي تدريجي آن را از حقوق قديم به دنبال داشت‌. اين رهايي در منتخبات استاد رولاند2 تأليف الكساندر سوم (پاپ 1159 ـ 1181) پديدار شد و با گذشت زمان‌، بيشتر هويدا گرديد، و با افزايش سوءتفاهمات ميان پاپ‌ها و امپراتوران اين سير تكاملي سرعت بيشتري پيدا كرد.
دومين قسمت مجموعه‌ٴ حقوق شرع به نام كتاب پنجم فتاوي3 را گريگوريوس نهم (پاپ از 1227 تا 1241) در 1234، يعني اندكي بيش از يك سده پس از فتاوي منتشر كرد؛ آن را دومينيكي كاتالونيايي به نام ريموندوي پنيافورتي تدوين كرد، و كار او فقط منظم كردن مواد بود، چون تا آن زمان تقريباً هر نيم سده يك بار، مجموعه‌اي از فتاوي تنظيم شده بود.
گرايش‌هاي مخالف با حقوق رومي را در دربار پاپ از اين جا كاملاً مي‌توان دريافت كه در 1219، هونوريوس سوم تدريس حقوق رومي را در دانشگاه پاريس منع كرد، و كشيشان را از مطالعه‌ٴ آن بازداشت‌.


Corpus juris canonici .1
Summa Magistri Rolandi .2
Libre extra, Quinque libri decretalium .3